خرید بک لینک
ارشد دارم امروز کنکور ارشد دارم، ساعت ۳ عصر... خب بگم ک چیزی نخوندم، هرچی قبلا خوندم هموناس، با همون اطلاعات قراره بشینم سر جلسه! البته دوستا کلی راهکار پیشنهاد دادن از بردن مورچه گرفته تا خوندن انواع شعرها برای انتخاب گزینه!!! بهرحال لطفشونو دریغ نکردن! اینم کلیه دیگه!!! همونطو. ک پیش بینی کردم نک

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

تعطیلات الان ک دارم مینویسم فارغ التحصیل شدم، کارای تسویه حسابمم انجام دادم واسه طرح رفتم توو نوبت... حالا معلوم نیس این ماه برم سره کار یا ماهه بعد :/ متاسفانه از وقتی ک امتحانام تموم شده دقیقا دو روز قبل عید فطر، اصلا احساس کسالت میکنم، هرچی برنامه ریخته بودم برا تعطیلاتم الان ب نظر مزخرف میرسه چو

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

چیکار کنم اخه :| حستم بی حوصله و بیکارم، کلی درس دارم اما حسشو ندارم، واسه استخدامی ثبتنام کردم اما دریغ از ی کلمه اگه خونده باشم، دلم ی تفریح جدید میخاد، گشت و گذار دلم ی جا میخاد همش بگردم، دلم کار میخاد، واقعا بعد این همه مدت ک سرم شلوغ بود الان ک توو نوبتم و هنوز تاییدم نیومده واقعا خسته شدم، از

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

دیشب رفتم عروسی مینا، خیلی مرخرف بود، فقط فرار کردم برگشتم... همه کلا دهاتی بودن اونجا... من ک خوشم نیومد، حالا شاید ب خودشون خوش بگذره، گاهی فک میکنم قراره مثه تصورات بچگیم باشم... سنم رفته بالا، خونه ماشین همه چیز دارم، ی زندگیه مرفه ولی ازدواج نکردم و یه بچه رو ب فرزندی قبول کردم... چندان از تص

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

پیش بینی درست!!! از اخرین باری ک اینجا نوشتم چند ماه میگذره ازمون استخدامی دادم نتایج اومد قبول نشدم، ماشینم اومد گاهی باهاش میرم سره کار و گاهیم با بابا میرم... رفتیم زایشگاه جدید، محیطش ای بد نیس... هنوزم مجردم... دیگه اصلا نمیخام به هیچی فک کنم ، مهم نیس ک ازدواج میکنم یا ن، میخام کلا مرفه زندگی

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

هیچ حرفی ندارم از اون روزاس ک دلم خیلی گرفه یعنی از اون شباس میشه گفت... خیلی وقت می شد این حال ها ب من دست نمیداد... گریه ام میاد دلم میخاد هااای هااای داد بزنم گریه کنم... همش تقصیر این ملیحه و میناست ک هواییم کردن... الکی الکی یه کاری کردن از یکی خوشم بیاد ببین چ بلایی سرم اوردن ولی اینقد غرور د

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

و باز هم زده ب سرم و از اینجا سر در اوردم.... هههههییییععععععع نفس عمیق، حتی گاهی اینجا هم نمیتونم خودم باشم و حرفامو بزنم... نم یدونم چی میخام و چی نمیخام... فقط دلم میخاد از این یکنواختی در بیام، خسته شدم... مخصوصا از خودم با این سلیقه ام :/ یعنی ی چیزی میگم ی چیزی میشنویاااا.... فقط بلدم ایراد بگ

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

تنها چیز قدیمی که برام مونده و هنوز توش مینویسم همین وبلاگمه... درسته دیگه مثه سابق ننیام اینجا ولی خب هر چند ماهی یه بار سری میزنم دیگه... از کلا فراموش کردن که بهتره... بهرحال امروز صبح بود ک داشتم از تایمکس میرفتم پشت رول نشسته بودم دیدمش... دقیقا پشتم پارک کرده ... فقط چون یه ۲۰۶ دیدم گفتم نکنه

برچسب: نویسنده: بهار توکلی تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 0:59

صفحه بندی